فصل بيست و پنجم‌


طب‌
(نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم‌)

توجه‌. تنها يادداشت‌هاي اصلي در اين بخش آمده است‌. كارهاي پزشكي بسياري افراد ديگر، كه‌ كار اصليشان در زمينه‌ٴ ديگري بوده‌، در بخش‌هاي ديگر مورد بحث قرار گرفته‌است‌. براي نظري‌ كلي درباره‌ٴ طب در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم‌،  ¿ قسمت ((يا)) از فصل پانزدهم‌. اطلاعات بيشتري را درباره‌ٴ افراد مذكور در آن‌جا، به كمك فهرست پايان كتاب به‌آساني مي‌توان پيداكرد.

طاعون
مرگ سياه‌

بيماري همه‌گير طاعون خياركي كه در سال 1348 آغاز شد، شايد هولناك‌ترين مصيبت در تاريخ‌ ثبت‌شده‌ٴ بشري است‌. از آن‌جا كه در مراحل اوليه‌ٴ شيوع به همان اندازه‌ٴ هولناكي‌اش شديد و ناگهاني هم بود، ((شكافي‌)) را در گذشته پديد آورده‌؛ به عبارتي ديگر، پيوستگي تاريخ را بر هم زده‌ است‌. و اين شايد بارزترين نمونه‌ٴ اين نوع اضمحلال باشد كه مي‌توان ذكر كرد، زيرا بخش بزرگي‌ از جهان متمدن را در برگرفت‌.
اين نخستين بيماري همه‌گير نبود كه ثبت مي‌شد، هرچند نمي‌توان مطمئن بود كه قبلي‌ها هم‌ ناشي از همين بيماري بوده‌باشد. طاعون آتن (430 ـ 425 ق م‌)، كه توكوديدس (پنجم ق م‌) توصيف كرده مسلماً چيز ديگري بوده است‌.1 نخستين توصيف طاعون واقعي در مجموعه‌ٴ پزشكي اُريباسيوس (چهارم ـ 2) است (يا ممكن است باشد)، كه در آن با عنوان در باب خيارك‌ مطرح شده و نقل از روفوس اِفِسُسي (دوم ـ 1) است‌. طاعون معروف به يوستينيان كه از سال


1. فاينلي عقيده دارد كه آن بيماري سگاله بوده‌، ولي جورج بارجِر با اين نظر موافق نيست‌.